بین انبوهی دیوارکه به اسم یک شهرپی هم ساده مکرر شده استحس تنهایی و غربتکمرم می شکندمن غریبی تنهادرپی لقمه نانی و خیالی راحتدل به دریا زده امپی این ویرانیدست یاریگر بی منت راچون ندیدممدتی است که کافر شده امبه زبان و قلممپی احساس و جوانیسخن از عشق مکرر شده استپشت ویرانه یک حس بلوغکمرم خم شده استاردیبهشت 78 - شیراز
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۲ساعت 14:5 توسط احمد کامران
|
برچسب:
نویسنده: حمید رنجبر
تاريخ: شنبه
31 تير
1402 ساعت: 14:08